آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 17 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

سرما خوردگی

1391/7/5 9:31
نویسنده : مامانی
1,947 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز صبح که خانمی از خواب بیدار شد تا برا رفتن به خونه ماماما آماده بشه دیدم که چند بار عطسه و سرفه کرد بعد هم بابایی گفت احساس می کنه که کمی تب داره . نمی دونم چطوری راضی شد که تب سنج رو زیر بغلش بذارهSmiley ( فکر کنم به خاطر وجود عمه گلش سارا جون بود) دیدیم بله تب تشریف آورده ، بالاخره راهی خونه ماماما شد . ظهر که برگشت سرحال به نظر می رسید ولی از بعد از ظهر که اصلا هم نخوابیده بود و کلافه بود آبریزش و عطسش شدیدتر شد . با پیشنهادسارا ٢ لیوان دم کرده پولک و پونه دادم چون شیرین بود آیلایی بهش شربت میگفت و خیلی عالی هم همه رو نوش جان کرد .بعد هم با بابایی تصمصم گرفتیم تا به مطب عمو دکتر بریم که بین راه خانمی لالا کرد چه خوب شد چون راحت تر تب سنج رو گذاشتيم خوشبختانه تب نداشت ولی تا عمو دکتر خواست معاینه اش کنه چشمهایش را باز کرد و بعد هم داد و بیداد . بالاخره عمو دکتر دارو هایی رو تجویز کرد . در آخر که عمو دکتر به خانمی شکلات داد آیلایی هم  اول مرسی گفت بعد هم به عمو دکتر بوس فرستاد .  وزن خانمی ١٣ کیلو و قدش هم ٩٠ سانتی متر شده .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

مامان ارمیا و کسری
5 مهر 91 10:11
عزیزم الهی هیچ وقت مریض نشی. ای شیطون برای آقای دکتر بوس فرستادی و دلبری کردی. بلا.


اونم چه دلبری دکتر داشت قهه قهه می زد
خاله حسنا
5 مهر 91 12:20
ای جان قربونش بسم من... خاله آخه چرا سرما خوردی؟ مامانی من تو این سایت قدو وزنشرو چک کردم و همه چیز نرماله خداروشکر... یادمه یه بار که آیلایی مریض شده بود باهم جلوی تلویزیون دراز کشیده بودیم و مامان به این که خانومی آروم دراز کشیده مشکوک شد و دید بله تب داره..آخی خاله یوس س س س


آره دقیقا یادمه او چند روز چقدر پرتلاطم بود . راستی خاله حسنا بابت هدیه های جدید ممنون شرمنده کردی من دیشب فهمیدم باز صحبت می کنیم
زهره مامان آریان
6 مهر 91 23:54
ای بابا چرا مریض شدی عزیزم؟
انشالله زودتر خوب بشی


ممنون خاله
تکتم
7 مهر 91 14:07
سلام
جوجه منم سرماخورده. دوشبه از سرفه نه خودش میخوابه نه میذاره مامان بخوابه. امروز هم که کمر مامان گرفته. یعنی از هجوم این همه مشکل دارم دیوونه میشم.دختر شکموی مامان شیر و ابمیوه روهم به زور میخوره. براش انتی بیوتیک شروع کردم خداکنه تا فردا سبکتر بشه


الهی که هیچ وقت مریض نشن تکتم جون مواظب کمری باش من که هنوز کمر درد رو دارم . ان شا اله زودی خبری سلامتی هر دو تون رو ببینم
مامان فرنيا
8 مهر 91 10:45
ايشالله بلا دوره و هيچوقت اين دختري مريض نباشه افرين به خانم خانما حتمادفعه ديگه ياد ميگيره پيش دكتر گريه نكنه ايندفعه هم چون خواب بوده اينجوري شده مگه نه؟
ولي ماشالله چقدر قدش بلنده ه فرنيا هنوز 87قدش است


ان شا اله که دیگه گریه نکنه . خوب مامانی 3 سانت چیزی نیست
تکتم
8 مهر 91 10:51
کمرم بدتر شده مامانییییییییییییییی


خیلی خیلی استراحت کن مواظب خودت باش تکتم جان عین خودم شدی عزیزم
بابابزرگ ارسطو وگلشيد
8 مهر 91 16:03
انشاالله كه تا به حال شنگول شده و تب را از خودش دور كرده
ماشالا بهآيلا جون كه اتو كشي هم بلده


ممنون بله بهتره ولی نه کاملا . دخملی ما حالا تی هم می کشه عمو به زودی عکسش رو می ذارم


تکتم
9 مهر 91 12:05
کمرم رو با دارو باز کردم
صدای آوین مثل خروس دورگه شده. خوشش میاد هی داد میزنه بابا ماما و از صدای کلفت خودش میخنده. یکی به این بگه یه روز حرف نزن تا صدات باز بشه دل مامان رو کباب کردی
بدو بیا که با دوتا کار خوب آپ کردم


الهی قربون اون صدای دورگش خوب مامانی می خوام اواز خوندنو تمرین کنم . تکتم جون دیروز چک کردن واقعا عالیه و بسیار پر انرژی آدم و وسوسه می کنه درست کنه. در ضمن خدا رو شکر که با دارو کمر دردت حل شد مال من که اصلا تغییری نکرده


مامان آرشیدا قند عسل
9 مهر 91 14:00
بلا دوره گلکم همیشه سالم و سرحال و شاداب باشی دختر بلا و مؤدب.


ممنون خاله
زری مامان مهدیار
9 مهر 91 22:35
ایشالا که تا الان خوب شده باشه گل دختر
مهدیار منم مریض شده و یه دو هفته ایه هر چی هم دکتر می برمش باز خوب نمی شه


ممنون خاله
ان شا اله مهدیار کوچولو هم زودی خوب خوب بشه فکر کنم چون اولین ساله که به مهد می ره و با بچه ها در ارتباطه کمی سرما خوردگیش طول می کشه نگران نباش مامانی ان شا اله زود زود خبر بهبودیشو می بینیم .
زهره مامان آریان
9 مهر 91 22:40
خوب شدی خاله ؟؟؟؟؟


خدا رو شکر ممنون
ayda
2 آبان 91 13:11
سلام
اسم دکتر چی هست ؟ ( دکتر خوب کودکان در تبریز؟ لطفا نگید سخا!!!!)


نه عزیزم دکتر جورابچی می برم